» گفتگو » گفتگوی اختصاصی پایگاه راشدبا حجه الاسلام والمسلمین دکتر زمانی

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۲۳ - ۷:۵۳

 کد خبر: 1138
 1212 بازدید

گفتگوی اختصاصی پایگاه راشدبا حجه الاسلام والمسلمین دکتر زمانی

گفتگوی اختصاصی پایگاه راشد با معاون بین الملل حوزه های علمیه حجه الاسلام والمسلمین دکتر زمانی

گفتگوی اختصاصی پایگاه راشدبا حجه الاسلام والمسلمین دکتر زمانی

اینجانب محمد حسن زمانی که در سال 1337 در تربت حیدریه متولد شدم در سال 1349 وارد حوزه علمیه تربت حیدریه شدم و مدت 4 سال درحوزه علمیه هراتی تربت تحصیل کردم و در سال 1354 از تربت به قم آمدم و درمدرسه آیت الله گلپایگانی ادامه تحصیل دادم.

سال 1356 که انقلاب شروع شد ماهم مثل بقیه طلاب حوزه علمیه قم راه افتادیم و در شهرستانها و غالبا هم در تربت حیدریه به ترویج فرهنگ انقلاب پرداختیم و بیشترین حجم کاری در این دوسال ساماندهی انقلاب در شهرستان بود.جمعی از فضلای همشهری همچون حجج اسلام جناب آقایان سید حسن ربانی ، محمد علی رضایی ، سید قاسم یعقوبی ، کوثری ، علی وحیدی حسین وحیدی ،عباسی و… در این فعالیت ها نقش آفرینی داشتند و قدم ها را با هم هماهنگ برداشتیم.به اضافه اینکه بزرگان دینی در خود تربت هم نقش آفرینی های زیادی داشتند. انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید کمیته انقلاب به ریاست حجه الاسلام محمد علی رضایی تاسیس شد و بنده هم درکمیته همکاری داشتم و کم کم ستادی را تحت عنوان «ستاد پاسداران انقلاب اسلامی» در تربت به رهبری حجه الاسلام ربانی تاسیس نمودیم و سربرگی هم با همین عنوان چاپ نمودیم درحالی که آن زمان هنوز سپاه پاسداران تاسیس نشده بود. بعدا که در تهران سپاه پاسداران تشکیل شد ما دیدیم ستاد پاسداران ما خیلی فرق با سپاه پاسداران نمی کند وبه همین سربرگ هم میخورد. کار را ادامه دادیم بعدا به تهران اعلام همبستگی کردیم.

من مدتی مسئولیت معاونت های فرهنگی ، آموزش ، مالی و روابط عمومی سپاه را برعهده داشتم و بعد که سپاه جا افتاد سال 60 برای ادامه تحصیل به قم برگشتم.

15 سال درس خارج فقه و اصول را شرکت کردم و همزمان در مقطع کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه قم در رشته تربیت مدرس هم شرکت کردم.

همزمان با تحصیل در حوزه و دانشگاه تدریس هم داشتم. سفرهای تبلیغی بیرونی هم داشتم. برخی از کتاب ها را در این دو دهه تالیف نمودم. 20 سال عضو و سپس معاون بعثه مقام معظم رهبری در امور اهل سنت بودم . 10 سال عضو و مسئول ستاد منطقه 2 سازمان تبلیغات بودم .مدتی به تاسیس حوزه علمیه جامعه رسول اکرم صلی الله علیه و آله ویژه طلاب آسیای میانه در گرگان پرداختم و7 سال مسئولیت مدیریت آن را برعهده داشتم.

3 سال به عنوان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قاهره زندگی کردم واکنون 6 سال است که معاون بین الملل حوزه های علمیه درکشور هستم. (رزومه کامل و مفصل حجه السلام دکتر زمانی )

خدا را شاکرم براین که کوچکترین طلبه بودم و لیاقتی نداشتم خداوند زمینه های خدمتی برایم فراهم کرد تا بتوانم قدم های کوچکی برای دین و انقلاب بردارم.

راشد: نظرشما راجع به وضعیت فعلی حوزه علمیه تربت حیدریه چیست؟

اطلاعات من اندک هست.اجمالا گاه گاهی بازدید و سخنرانی برای طلاب حوزه داشتم و صحبت های مختصری با اساتید آنجا داشتم پیشنهاداتی به دوست فاضلم جناب حجه الاسلام والمسلمین عصمتی امام جمعه محترم تربت و اساتید محترم داشته ام.

در مجموع حوزه تربت دارای ظرفیت های ارزشمندی است که می تواند زمینه برای تربیت نخبگان باشد. برنامه های آموزشی و پژوهشی و تربیتی قابلیت ارتقاء دارد اما اینکه در چه عرصه هایی و چگونه باید طلاب را ارتقاء داد، باید از نزدیک بررسی لازم صورت بگیرد.

حجت الاسلام زمانی معاونت بین الملل حوزه علمیه قم

راشد: وضعیت فعلی حوزه علمیه قم را چگونه می بینید؟

حوزه علمیه قم بحمد الله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بالندگی زیادی پیدا کرده است. بالندگی حوزه علمیه قم در دنیای اسلام بی نظیر است.این داوری را بر اساس آگاهی که از کشورهای مختلف دنیا دارم دارم عرض می کنم. تعداد رشته های حوزه قبل از انقلاب کمتر از 10 رشته( حدیث ، کلام ،فقه ، اصول، فلسفه ،تفسیر ، عرفان و..) بود الآن هم حوزه های علمیه شیعه در سایر کشورها و حوزه های علمیه اهل سنت هم همین تعداد رشته را بیشتر ندارد. درحالی که انقلاب که به نفس گرم امام خمینی ره پیروز شد دریچه اندیشه حوزویان را به روی عالم بازکرد حرف های جدید دنیا واردحوزه شد. سؤالات جدید و نیازهای جدید عرضه شد و حوزویان به تکاپو پرداختند تا پاسخگوی نیازهای جدید و داوری کنندگان نسبت به گزاره های جدید جریان های فرهنگی دنیا باشند. به همین دلیل شکوفائی علوم حوزوی شتاب گرفت و هم اکنون تعداد رشته های حوزه علمیه و جامعه المصطفی العالمیه 140 رشته و گرایش می باشد که این تعداد رشته ها و گرایش ها را در هیچ کشوری از دنیا در حوزه دینی نداریم. البته در جامعه المصطفی تکثر رشته ها بیشتر است.

من برای اینکه مستندصحبت کرده باشم سندی ارائه می کنم که در مصر دیداری با رئیس دانشگاه الازهروقت (قویترین و بزرگترین دانشگاه اسلامی و دینی دنیای اسلام در خارج که تعداد دانشجویانش 15 برابر دانشگاه تهران است) آقای دکتراحمد طیب که الآن شیخ الازهرهست داشتم. وقتی گزارش از تکثر تعداد رشته های جدید حوزه قم و جامعه المصطفی دادم ایشان تعجب کرد وگفت: مایلم از نزدیک این اسامی رشته ها را ببینم. من دفترچه های حاوی 40 رشته را از جامعه المصطفی گرفتم و برای ایشان بردم. یکی یکی برداشت ورق زد ، عالم بود می فهمید که یک واحد درسی جدید چه چیزی لازم دارد وقتی نگاه کرد دید تمام استاندارد های یک رشته( سرفصل ها، منابع معتبرو…) یک رشته را دارد. نگاهی به من کرد و گفت :«لقد عمل عملا عظیما» کار بسیار بزرگی انجام داده اید. من گفتم ماهم متقابلا میخواهیم از تجربه علمی دانشگاه الازهرشما استفاده نمائیم گفت: الی الآن نحن لم نصل الی هذا المستوی» ما تاکنون به این سطح پیشرفت نرسیده ایم.این اعتراف از ناحیه کسی است که در قله علوم دینی عالم اسلام ایستاده است. و باید به خود ببالیم

این پیشرفت به برکت انقلاب اسلامی بوده و حوزه عمق بیشتری پیدا کرده است.بعضی بدبینانه نگاه می کنند و میگویند حوزه عمق خودش را از دست داده، کجاهستند آیت الله بروجردی هاو…اما به نظر من ژرف نگری های برخی از عالمان و متکلمان امروزی را عالمان قبلی نداشتند. مثلا در تفسیر آنچه حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله تعالی دست یافته بسیار ژرف تر است نسبت به دریافت های مفسران قبلی حتی استادش و مایه فخر ایشان علامه طباطبائی (ره ) . یکی از ویژگی های تفسیر المیزان منهج تفسیر قرآن به قرآن است. من این منهج را در تفسیر آیت الله جوادی ژرف تر و عمیق تریافتم. در فلسفه هم همین است و در بقیه رشته ها مثل علم رجال که ژرفنگری آیت الله شبیری زنجانی و بلکه فرزند ایشان ژرف نگری بیشتری دارند اگرچه اینها سر سفره همان اساتید قبلی درس گرفته اند.

البته طیفی از طلاب هم سطحی نگر و مدرک گرا شده اند. من طرحی را اخیرا در هشت صفحه به عنوان نکاتی راجع به تحول در حوزه ، ده ها خلأ که نسبت به بایسته ها وجود دارد را یاد داشت کردم وخدمت بزرگان حوزه ارائه نمودم.این خلأ ها بایسته های جدیدی است که باید حوزه در آن قدم بردارند

راشد: توصیه ای به طلاب ؟

به طلاب عزیز توصیه می کنم که کمر همت را ببندید تا خودتان را به قله های علم برسانید و به اندک قانع نباشید و اینکه مدرکی بگیرید و فکر کنید که تمام شده، بلکه گرفتن مدرک سطح 3 و 4 آغاز کار می باشد ابدا درس را برای گرفتن مدرک ورفتن سر یک شغل و درآمد زندگی نخوانید. خداوند روزی طالب علم را تضمین کرده است. به جد معتقدم انقلاب اسلامی ما در یک مسابقه علمی بین المللی با تمام کشورها وارد شده است وکشوری برنده در تمام عرصه ها خواهد بود که اسب علمی او پیش تر باشد.اکنون اسلحه نقش اول را ایفاء نمی کند بلکه امروزه این علم هست که قدرت می آورد و این رسالت علمی به عهده حوزویان ما است. این جمله از شیخ ابوعلی سینا است که« اگرکسی در علم احساس قناعت کرد بدانید او بیمار است».امیدواریم که ما در حوزه بیمار نداشته باشیم.

راشد: طلاب تبلیغ را از چه زمانی شروع کنند و خود شما تبلیغ را از چه زمانی شروع کردید؟

تبلیغ را طلاب از پایه 2 باید شروع کنند و میدان های تبلیغ را به اندازه خودشان انتخاب کنند.من از سال دوم حوزه شروع به تبلیغ نمودم. ابتدا در مجالسی که در محل خودمان برگزار می شد مطلبی را آماده می کردم و قبل از سخنران اصلی بیان می کردم. پیشنهاد می دهم که همه طلاب هم همین کار را انجام دهند و عدم انجام آن عاملی جز ترس مخرب چیز دیگری ندارد.در هر سطح و پایه ای هستند تبلیغ را شروع کنند تا پخته شوند و اگر خطایی هم داشتند نگران نباشند چون همه ما ها هم همین خطا ها را داشتیم واز همان اول به این صورت پخته نبودیم.

در پایه 4 فعالیت تبلیغی را به صورت جدی شروع کردم. در سال پنجم اولین سفر را به بردسیر کرمان رفتم 17 سال سن بیشتر نداشتم که اولین منبر را درمسجد جامع آن شهر رفتم و در سال 56 که 19 ساله شده بودم یک مبلغ حرفه ای شده بودم تا جائی که در ماه محرمی که برای تبلیغ به کرمان رفته بودم روزی چند منبر را در اطراف آن محل تبلیغ می رفتم و در روز عاشورا به 10 منبر هم رسید.

بد نیست اینجا خاطره ای را از این سفر تبلیغی برایتان بگویم:

روز عاشورا بود و بعد از منبر نهم موتورسیکلت ایژ آمد تا مرا به روستای دیگری برای منبر دهم ببرد. وقتی وارد روستا شدیم. گفتند اول بروید منزل استراحت کنید بعد بیایید منبر بروید. وارد منزل شدیم. درب یک اطاق را باز کردند. دیدم چند نفر دور یک منقل جمع شده اند و آتش بافور را برای منبری آماده می کنند، گفتم من از این کارها انجام نمیدهم. آنها اصرار می کردند که فضا را برای شما آماده کرده اند من سریعا از آن اطاق فاصله گرفتم. وقتی از جدیت من مطلع شدند گفتند شاید اصلا شما شیخ نیستی که قبول نمی کنید این چند نفر درویش اند و برای خوب خواندنشان یک دود می زنند شما که شیخ هستی خیلی بیشتر باید دود بگیری. توضیحات من نتوانست آنها را به شیخ بودن من کاملا مطمئن کند.

نکته ای به مبلغان خجول:

طلاب خجول فکر نکنند من چون آدم پر رویی بودم این مراحل را به آسانی طی کرده و به یک منبری حرفه ای تبدیل شده ام. نخیر، آنقدر آدم کم رویی بودم در اول طلبگی که همسایه ما وقتی دید من با کسی حرف نمی زنم و سرم به کار خودم هست گفت من فکر می کنم تو اصلا به درد شیخی نمی خوری. ولی من خودم تصمیم گرفتم که این خجالت را کنار بگذارم و تصمیم گرفتم در طول شبانه روز هرکس را می دیدم شروع می کردم به حرف زدن،یا مطلبی به او یاد می دادم یا مطلبی از او یاد می گرفتم.

باز یک خاطره از این کار برایتان نقل کنم :

یک روز از تربت سوار اتوبوس به طرف مشهد شدم و با یک آدم ثروتمند ، متکبر و عبوسی هم صندلی شدم (چون تصمیم گرفته بودم با همه هم صحبت شوم با این شخص هم شروع به صحبت کردم). گفتم: سلام، خیلی بی مزه گفت: و علیکم السلام ، گفتم حال شما ؟ باز یک نگاه بی مزه ای کرد گفت به حال من چکار داری؟ ، گفتم اسمتان چیست ؟ گفت به شما چه ربطی دارد؟ خلاصه هر کار کردم که با او صحبت کنم، نشد. هرچه را مطرح کردم، جواب نداد. تا اینکه بحث انقلاب را مطرح کردم. تا بحث انقلاب شد شروع کرد به فحش دادن. خوشحال شدم. چون بالاخره زبانش باز شد. و بعد شروع کردم با او به حرف زدن. و باقیمانده راه را تا مشهد با او حرف زدم وقتی از ماشین پیاده شد یکی از مریدان ما شده بود.

یکی دیگر از وظائف بایسته طلاب رانیز برایتان بگویم که اهمیت فوق العاده ای دارد:

به طلاب توصیه می کند وارد تدریس در تمام مراکز آموزشی چه حوزه و چه مدرسه و دانشگاه بشوند. من پایه 3 حوزه که بودم پایه 2 را تدریس می کردم و چند تا شاگرد مثل آقایان خضری ، خراسانی و توکلی از شاگردان پایه2 من بودندکه الآن جزء روحانیون خدوم اند و همینطور در پایه های بالاتر نیز تدریس را ادامه دادم لذا اولا تدریس در حوزه و ثانیا در مراکز آموزشی دولتی این کار را انجام بدهید .

خاطره از تدریس:

من قبل از انقلاب در مراکز آموزشی تدریس نداشتم چون به ما اجازه نمی دادند. ولی بعد از انقلاب که حوزه تربیتی در مراکز آموزشی فعال شد، به ما هم پیشنهاد تدریس دادند.من که سابقه تدریس در مدارس دولتی را نداشتم از تدریس می ترسیدم لذا هفته اول رفتم دبستان تدریس کردم دیدم خیلی آسان است بعد راهنمایی را پیشنهاد دادند. از کلاس اول شروع کردم وبعد کلاسهای بعدی را، دیدم آسان است و بعد درخواست تدریس در دبیرستان را دادند که باز از کلاس اول شروع کردم اول نگران بودم، اما پس از چندی دیدم آسان است. تا سوم را تدریس کردم. برای درس بینش کلاس چهارم استاد اصلا نداشتند چون هم از طرفی مطالب سنگین بود که کسی نمی توانست آن را تدریس کند و از طرفی دانش آموزان به سنی رسیده بودند که وارد بحث های سیاسی شده بودند وکلاس های چهارم دبیرستانها قابل کنترل نبود. وقتی به من پیشنهاد دادند قبول کردم. مدیر دبیرستان گفت: نیم ساعت هم که تدریس کنید بس است و کلاس را زود تعطیل کنید که بچه ها شلوغ نکنند. وقتی وارد کلاس شدم، اول گفتم کی طرفدار حزب توده ، مجاهدین خلق و چریک ها هست؟ که هرکدام موضع خودشان را با شجاعت و آزادی اعلام کردند( با لباس شخصی بودم و هنوز معمم نشده بودم ولی می دانستند که من طلبه و سپاهی ام) و بعد شروع کردم به حرف زدن و همان جلسه اول ما حدود چهار ساعت به طول انجامید و از جلسه به بعد هر هفته کلاس ما حدود چهار ساعت طول می کشید.و شیرین ترین و موفق ترین کلاس من بود.

در تابستان همان سال اداره آموزش و پرورش پیشنهاد بعدی را به من دادند که بیائید در دوره ضمن خدمت برای دبیران کل دبیرستان های شهر تدریس کنید. من با همین جرأتی که به خود داده بودم قبول کردم. در اولین جلسه دیدم حدود 80 نفر از دبیران باسابقه تدریس چندین ساله نشسته بودند که من برای آنها تدریس کنم. جالب بود که آنها با ماشین های شخصی آمده بودند در حالی که من با یک دوچرخه کهنه ای که از نسل قبلی خانواده به ارث رسیده بود و با دمپایی وارد جلسه می شدم و برای آنها تدریس می کردم . آن دوره تدریس هم دوره موفقی بود. می خواهم این را عرض کنم که تجربه نشان می دهد که نه ثروت، نه سن و نه مدرک، هیچکدام برای موفقیت در تبلیغ مهم نیست. بلکه آنچه مهم است: علم ، شجاعت ، توکل ، اخلاص و قصد قربت می باشد.

ادامه دارد…..



ارسال دیدگاه