آخرین ارسال ها

» اخلاق اسلامی » اقسام گریه

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۷/۲۶ - ۱۷:۲۸

 کد خبر: 1994
 242 بازدید

اقسام گریه

بکاء از اشک ظاهری شروع می شود. یعنی بکاء بر سیدالشهدا مراتبی دارد، گاهی از ظاهر انسان است و گاهی از اعماق وجود انسان است.

اقسام گریه

بکاء از اشک ظاهری شروع می شود. یعنی بکاء بر سیدالشهدا مراتبی دارد، گاهی از ظاهر انسان است و گاهی از اعماق وجود انسان است. «شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»(۱) یعنی این که گریه شیعه از طینت شروع می شود نه از ظاهر. ولی درجات دارد. همین گریه ظاهری هم حتی اثراتی دارد. فرموده اند که تباکی کنید. یعنی انسان اهل حزن نیست ولی به زور از خودش اشک می گیرد تا آرام آرام وارد وادی بکاء بشود. آثاری که برای بکاء گفته اند برای همین آغازش است و اگر بکاء ادامه پیدا کند برکاتی ظاهر می شود که در هیچ عبادتی به این خوبی بروز پیدا نمی کند.

اثر دیگر بکاء بر سید الشهدا این است که انسان را به حیات طیبه می رساند. یعنی انسان را به نور حیات طیبه و ولایت معصومین نورانی می کند. و در آن هم برائت هست و هم تولی، هم نور و هم نجات از ظلمات و گناه. فرمود: روزی که همه قلوب می میرند قلب شما نمی میرد. این بکاء آرام آرام انسان را به سمت سیر الی الله می برد و انسان را به مقصد می رساند.

این بکاء اقسامی دارد: گاهی بکاء خائفین است، گاهی بکاء محرومین است و … . بکاء خائفین یعنی که انسان باید نگران باشد از اینکه مبادا تعلقاتش او را به جدایی از سیدالشهدا یا در صف مقابله با سیدالشهدا بکشاند.  انسان الان هم می تواند در صف سید الشهدا باشد یا می تواند در صف مقابل سیداالشهدا قرار بگیرد. استادی می گفت: محرم که می شود من مدام در خوف هستم که مبادا روز عاشورا که می آید من در صف مقابل حضرت باشم و تعلقاتم مرا از حضرت جدا کند و به مقابله با حضرت بکشاند. بکاءخائفین هم مراتبی دارد. خائفین از خدای متعال، گریه هایی دارند. در روایت داریم: یکی از محبوب ترین اشک ها، گریه های خوف از خدا در شب است. این جا هم درجاتی هست. بعضی از خائفین از عقوبت می ترسند و بعضی از محرومیت از بهشت می ترسند. و محبین خوف دوری از خدا و محرومیت از قرب و محبت خدا را دارند.

دسته ای از گریه کنندگان بر سیدالشهدا هم این طور هستند و می گویند که نکند حضرت ما را راه ندهد. اصحاب، شب عاشورا دل نگران بودند که نکند حضرت آنها را رد کند. کسانی که همه بن بست های عالم را دیده بودند و به سیدالشهدا رسیده بودند و می خواستند راه خدا را با حضرت طی کنند، حضرت فرمود: بروید. حضرت ابوالفضل فرمود: شما می گویید که ما برویم و بعد از شما زنده بمانیم، خدا چنین روزی را نیاورد که ما بعد از شما زنده باشیم. توی این دنیا هم خائفیم که بدون شما باشیم، آخرت که جای خود دارد. این گریه محبین است. کسانی که در مقام محبت هستند و همه چیز را با سیدالشهدا معامله کرده اند و خدا محبت سیدالشهدا را به آنها داده است که فوق همه محبت هاست وانسان را تهذیب می کند، یک قسم گریه آنها گریه خوف از فراق و دوری از دستگاه امام حسین(ع) است. ممکن است که این افراد به بهشت هم بروند. حضرت به سید بن عبدالله می فرمایند: «انت امامی فی الجنه» یعنی خوف از این دارند که در بهشت از امام دور باشند. اگر اصحاب امام در شب عاشورا امام را ترک می کردند، جهنمی نمی شدند چون حضرت بیعت را برداشته بود. ولی آنها نگران این بودند که بدون امام به بهشت بروند.

عده ای خوف شان خوف محرومیت است یعنی به هر دلیلی از نصرت ولی خدا محروم شده اند. گاهی بخاطر دیر اجابت کردن است. در عالمی که عاشورا عرضه شده، اصحاب سیدالشهدا زود لبیک گفتند ولی ما دیر لبیک گفتیم و جسم مان جاماند و نتوانستیم اجابت کنیم. آنها خوف دارند که چرا نتوانستند امام را نصرت کنند. در زیارت ناحیه آمده است : «فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِی الدُّهُورُ، وَ عَاقَنِی عَنْ نَصْرِکَ الْمَقْدُورُ، وَ لَمْ أَکُنْ لِمَنْ حَارَبَکَ‏ مُحَارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَکَ الْعَدَاوَهَ مُنَاصِباً، فَلَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحاً وَ مَسَاء»(۲) من به تاخیر افتادم و نتوانستم تو را یاری کنم و نبودم که با دشمنان تو بجنگم، همیشه در حال بکاء هستم تا از غصه جان بدهم.

گریه بر محرومیت از نصرت هم اقسامی دارد. گاهی انسان غصه می خورد که چرا فوز را از دست داده است زیرا کسانی که نصرت امام را کردند جزو فائزین شدند. و  فرد غصه می خورد که چرا در این تجارت، سود نکرده است. یا غصه می خورد که نکند محرومیت از نصرت باعث بشود که ما جهنمی بشویم. یعنی نگران جهنم و بهشت خودش است ولی یک وقت گریه بر محرومیت از نصرت امام بخاطر محبت است. مثل مادری که در جبهه نبوده که زخم های فرزندش را ببندد و گریه می کند. این از باب محبت است.  در زیارت ناحیه داریم «لَوْ کَانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ لَوَقَاکَ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوف‏»(۳) اگر من در صف عاشورا  بودم، با بدن خودم تیزی های شمشیر را می گرفتم. من نبودم که اگر اسبها بر بدن تو تاختند، اول بر بدن من بتازند. این برای محبین است.

بالاترین درجه بکاء، بکاء محبین است که در مقام محبت هستند. گاهی هم گریه محبین فقط توجه به مصائب است. یعنی متوجه حالات حضرت است. کاری ندارد که نکند من از حضرت جدا بشوم یا چرا من نبودم، فقط مصیبت حضرت را می بیند و این مصیبت یک نوع اشکی در او ایجاد می کند. محبین کسانی هستند که خود بلاء سیدا لشهدا در جان شان تنزل پیدا می کند. یعنی خود رنج و ابتلا به یک منزلتی از وجودشان می آید و به گریه تبدیل می شود. گویی این مصیبت را به اندازه خودشان دیده اند. و الا کل مصیبت را کائنات هم نمی تواند تحمل کند. حضرت فرمودند: مومنین، برادر پدر و مادری هستند یعنی اگر یکی از آنها غصه داشته باشد، این غصه به دیگری منتقل می شود. فردی گفت که من غصه دارم و عاملی هم ندارد. حضرت فرمود: دوست مومنی داری که غصه دار است. این حزن به شما مرتبط شده است. می گویند که اگر شما در غروب جمعه نگران هستید به خاطر غصه های حضرت مهدی است. فرمود:«شیعتنا خلقوا من اضافه طینتنا…» شیعیان، ما را دوست دارند زیرا از اضافه گِل ما هستند، حزن ما آنها را محزون می کند.  یعنی غصه ما به اندازه ظرف وجودشان تنزل پیدا می کند. لذا انسان خیلی رفعت پیدا می کند.

منبع: از سخنرانی استاد سید محمد مهدی میر باقری

پی نوشت ها

(۱) این عبارت از چند حدیث است: الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۶، ص: ۳۴۶ و الخصال، ج‏۲، ص: ۶۳۵

(۲) المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص: ۵۰۱

(۳) المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص: ۵۰۰

 پست مرتبط : تطهیر از آثار گریه بر امام حسین (ع)



ارسال دیدگاه