آخرین ارسال ها

» اخلاق اسلامی » دعای روز بیست و ششم(اخلاص در عمل)

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۲۰ - ۱۹:۴۴

 کد خبر: 2339
 72 بازدید

دعای روز بیست و ششم(اخلاص در عمل)

اخلاص عبارت است از خالص کردن نیت و فارغ کردن دل از بند هوی و هوس و ما سوی اللّه

دعای روز بیست و ششم(اخلاص در عمل)

اللهم اجعل سعیی فیه مشکورا و ذنبی فیه مغفورا و عملی فیه مقبولا و عیبی فیه مستورا یا اسمع السامعین

خدایا کوشش امروزم را پاس دار و گناهم را ببخش و کردارم را پذیرفته و عیبم را پوشیده دار ای شنونده ترین شنوندگان.

«اخلاص» عبارت است از خالص کردن نیت و فارغ کردن دل از بند هوی و هوس و ما سوی اللّه. هر عبادتی که عاری از این حد علو باشد از درجه اخلاص به دور است و به نقطه «ریا» نزدیک می شود که ضد اخلاص است و آن هم خود شامل درجاتی است که ناشی از شرک خفی در دل انسان می باشد. هر گاه انسان وجود باری تعالی را به شهود حس نکند دچار شرک شده و مردم را در مزد خواستن از عبادت خویش سهیم می دارد و در دام ریا می افتد که بزرگترین آفت اخلاص است.

خداوند متعال در همین مورد می فرماید:

قل انّ الصّلاتی و نُسکی و محیای و مماتی للّه رب العالمین ( انعام/۱۶۲)

بگو نماز و عبادات و زندگی و مرگ من برای خداوند جهانیان است.

و ما تجزون الاّ ما کنتم تعملون الاّ عباد اللّه المخلصین (صافات/۴۰)

و جز آنچه که انجام داده اید جزا داده نمی شوید مگر بندگان پاک خدا.

و لاُغوینّهم اجمعین الاّ عبادک منهم المخلصین (حجر/۴۰)
و همه آنها را گمراه خواهم ساخت مگر بندگانی که مخلص هستند.

امام صادق (علیه السلام)در بیانی نورانی در همین مورد میفرماید:
و انّما خُلّد اهل النار فی النار لانّ نیّاتهم کانت فی الدنیا انْ لو فیها ان یعصوا اللّه تعالی ابدا و انّما خُلّد اهل الجنه فی الجنه لانّ نیّاتهم کانت فی الدنیا ان لو بَقَوْ فیها ان یعطیعوا اللّه ابداً فبالنیات خلّد هؤلاء و هؤلاء؛
اهل آتش تنها به این سبب در آتش همیشه خواهند بود که قصدشان این بوده که اگر همیشه در دنیا بمانند خدا را نافرمانی کنند و اهل بهشت تنها به این علت در بهشت جاودانند که در نیتشان بوده که اگر در دنیا بمانند خدا را همیشه اطاعت کنند پس به خاطر نیت هاست که آن دسته همیشه در آتش و این دسته همیشه در جهنم خواهند ماند(لئالی الاخبار/۴/۲۰۸).

و در بیانی از حضرت رسول (ص)وارد شده است که حضرت می فرماید:
عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله قال: انّ العبد لیعمل اعمالاً حسنه فتصعد بها الملائکه فی صحف مُختتمه فتلقی بین یدی اللّه تعالی فیقول اَلقَوْا هذه الصحیفه فانّه لم یُرد فیها وجهی ثم ینادی الملائکه اُکتبوا له کذا و کذا فیقولون یا ربّنا انه لم یعمل شیئاً من ذلک فیقول اللّه تعالی انّه نواه؛

بنده کارهای نیک انجام می دهد و فرشتگان آن را در نامه های مهر شده ضبط و به آسمان می برند و به پیشگاه خدای بزرگ افکنده می گردد خداوند می فرماید این پرونده ها را دور بیندازید زیرا کارهائی را نوشته اید که برای من نبوده. آن گاه به فرشتگان ندا می کند فلان کار و فلان کار را برایش بنویسید فرشتگان عرض می کنند که این شخص این کارها را نکرده است خدا در پاسخ می گوید همانا نیت این کار را کرده است(جامع السعادات/۳/۱۱۲).

مثال

«اخلاص» مانند استتار در جنگ است. وقتی که قرار است عملیاتی بشود باید تمام حرکات از دید دشمن مخفی بماند تا بتوان ضربه کاری را به او زد. اما اگر ادوات جنگی را استتار نکنیم، دشمن از کوچکترین حرکتی پی به عملیات می برد و سریع وارد عمل شده و مانع پیشرفت می شود. برای اینکه عملیات موفقیت به اتمام برسد نباید هیچ گونه جلب توجهی برای دشمن کرد. اگر انسان بخواهد به شیطان ضربه کاری را بزند باید دور از چشم مردم وارد عمل بشود به طوری که شیطان او را با نگاه های مردم وسوسه نکند و الا دچار ریاکاری گردیده و ارزش آن عمل بکلی تباه می شود و از بین می رود.

اجر اخلاص

آورده اند که سه عابد در بنی اسرائیل به سر می بردند که در راهی با یکدیگر، همسفر شدند. در بین راه باران شدیدی باریدن گرفت و آنها به غاری پناه بردند. در این هنگام زمین لرزه ای رخ می دهد و کوه ریزش می کند و صخره ای بزرگ از کوه جدا شده و در غار را مسدود می نماید و هر سه متحیر و حیران شدند که چه کنند؟ یکی گفت: «بیائید خدا را از سر اخلاص بخوانیم و خالص ترین عملی را که در مدت عمر انجام داده ایم را وسیله نجات و خلاصی از این مخمصه قرار دهیم و بخواهیم که ما را رهائی بخشد». یکی گفت: «خدایا! تو می دانی که دختر عمه ای داشتم که به من شائق بود و من نیز طالب او بودم و تمام دارائی ام را صرف کردم تا مدتی با او خلوت کنم. اما موقع انجام گناه از ترس تو، دست به گناه نیالودم. این بهترین عمل من می باشد که آن را به در خانه تو آورده ام حالا امروز دستم از همه جا کوتاه است. به خاطر آن ترک گناهم مرا نجات ده».

دومی گفت: «خدایا تو که می دانی پدر و مادر پیری داشتم که عاجز بودند. من روز و شب خدمت آنها را می کردم. شبی دیر وقت به خانه آمدم و دیدم که هر دو خوابند. بالای سر آنها ایستادم و غذائی را در دست گرفتم که اگر نیمه شب احتیاج به آنها پیدا کردند به آنها بدهم و آن شب را تا صبح نخوابیدم و سر پا ایستادم. تو که می دانی این عمل را من در آن سیاهی شب فقط برای تو کرده ام و هیچ قصد ریائی هم در کار نبوده است. اگر این عمل مرا قبول کرده ای تو را قسم می دهم که مرا از این تنگنا نجات بخشی».
سومی گفت: «من کارگری داشتم که هر روز اجرت او را می دادم اما روزی گفت که اجرت او بیشتر از این است ولی من قبول نکردم. از من ناراحت شد و گفت: که روزی حق مظلوم را از ظالم خواهند گرفت و رفت. من به خاطر تو اجرت او را گوسفندی خریدم و آن را زیاد کردم تا بعد از سالها به گله ای تبدیل شد. روزی مرا دید و گفت: از خدا بترس و حق مرا بده! به او گفتم: این گله حق توست همه آن را به تو می دهم، اما او فکر کرد که مسخره اش می کنم و به او گفتم که او را مسخره نمی کنم و گله را به او دادم. خدایا! اگر می دانی که عمل من از ریا تهی بوده و محض رضای تو انجام شده از تو می خواهم که ما را از این غار نجات دهی». در این موقع سنگ از جلوی در غار کنار رفت و هر سه آزاد شدند و شکر خدای را به جای آوردند(مصابیح القلوب/۱۶۶).

کسانی که در نزد حضرت «آیه اللّه العظمی بروجردی» بودند نقل می کنند که آیه الله را پیش از فوتشان خیلی ناراحت دیدیم که می گفتند: «خلاصه! عمر ما گذشت و ما رفتیم و نتوانستیم چیزی برای خود پیش بفرستیم و عملی انجام دهیم». یک نفر به عادتی که همیشه در مقابل صاحبان قدرت، تملق و چاپلوسی می کنند خیال کرد که اینجا هم جای تملق و چاپلوسی است گفت: «آقا شما دیگر چرا؟! ما بیچاره ها این حرفها را باید بزنیم. شما چرا؟ بحمدالله شما این همه آثار خیر از خود باقی گذاشته اید، این همه شاگرد تربیت کرده اید، این همه آثار کتبی به یادگار گذاشته اید، مسجدی به این عظمت (مسجد اعظم قم) ساخته اید، مدرسه ها در کجا و کجا ساخته اید و …» وقتی این را گفت، ایشان جمله ای فرمود که حدیث است؛

«اَخلصْ العمل فانّ الناقد بصیر بصیر؛ عمل را باید خالص انجام داد، نقاد آگاهی آنجا هست، تو خیال کردی اینها که در منطق مردم به این شکل است حتماً در پیشگاه الهی همین طور است که پیش تو هست؟ انّ الله بما تعملون خبیر »(تعلیم و تربیت در اسلام/۲۳۴).

آری! عالمان راستین پس از عمری تلاش و مجاهده با نفس و ایجاد باقیات صالحات برای خود، هنوز چشم امیدشان به فضل خداست و همه اعمال خود را هیچ می انگارند و مؤثر اصلی را خداوند متعال قلمداد می کنند و هیچ گاه از نفس خود راضی نبوده و همیشه آن را مورد عتاب و سرزنش قرار می داده اند.

آنچه در روز بیست و ششم از خداوند متعال مسئلت میکنیم قدر دانی از تلاش و کوشش ،امرزش گناهان،قبولی اعمال و پوشش عیوب همه این موارد محقق نمی شود مگر اینکه بنده ای دارای اخلاص در عمل باشد و اعمال خود را خالصانه و برای خداوند متعال قرار دهد و هیچ گونه غل و غشی در اعمال خود نداشته باشد در این صورت خداوند دعای این روز را در حق وی مستجاب میکند .



ارسال دیدگاه