آخرین ارسال ها

» اعتقادات » ابوالادیان کیست؟

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۰۶ - ۱۳:۵۶

 کد خبر: 430
 364 بازدید

ابوالادیان کیست؟

خادمى از ميان خانه بيرون شد و بآنها گفت نامه‏‌هائى كه با شما است از فلان و فلانست و در هميان هزار اشرفى است و ده‏تاى آنها قلب است. آنها نامه‏‌ها و اموال را بدست او سپردند و گفتند آنكه ترا براى خاطر اينها فرستاده است او امام است.

ابوالادیان کیست؟

خادم امام یازدهم علیه السلام که نشانه‌های امامت حضرت مهدی عج را بیان می‌کنند

30- ابو الاديان گويد من در خدمت امام يازدهم كار ميكردم و نوشته‏‌هاى او را بشهرها ميبردم در مرض موتش شرفياب حضور او شدم و نامه‌‏هائى نوشت و فرمود اينها را بمدائن برسان. چهارده روز سفرت طول ميكشد و روز پانزدهم وارد سرمن‏رأى ميشوى و وايلا از خانه من ميشنوى و مرا روى تخته‏ غسل ميبينى ابو الاديان گويد عرض كردم اى آقاى من چون اين پيشامد واقع شود بجاى شما كيست؟
فرمود هر كس جواب نامه‏‌هاى مرا از تو خواست او بعد من قائم به امر امامتست، عرضكردم نشانه‏‌اى بيفزائيد، فرمود هر كس بر من نماز خواند او است قائم بعد از من. عرضكردم بيفزائيد فرمود هر كس به آنچه در هميانست خبر داد او است قائم بعد از من، هيبت حضرت مانع شد كه من بپرسم در هميان چيست؟
من نامه‏‌ها را بمدائن رسانيدم و جواب آنها را گرفتم و چنانچه فرموده بود روز پانزدهم بسر من رأى برگشتم و در خانه‏اش واويلا بود و خودش روى تخته غسل بود.

بناگاه ديدم جعفر كذاب پسر على برادرش بر در خانه است و شيعه گرد او جمعند و او را تسليت ميدهند و بامامت تهنيت ميگويند، با خود گفتم اگر امام اينست امامت باطل است زيرا ميدانستم كه جعفر شراب مينوشد و در جوسق قمار ميكند و طنبور هم ميزند من نزديك او رفتم و تسليت گفتم و تهنيت دادم و چيزى از من نپرسيد سپس عقيد بيرون آمد و گفت يا سيدى برادرت كفن شده است برخيز و بر او نماز گذار، جعفر بن على با شيعيان او كه اطرافش بودند وارد حياط شد و مقدم شيعه سمان بود و حسن بن على معروف بسلمه وقتى وارد صحن خانه شديم جنازه حسن بن على بر روى تابوت كفن كرده بود، جعفر جلو ايستاد كه بر برادر نماز بخواند

چون خواست اللَّه اكبر گويد يك كودكى گندم گون و مجعد مو و پيوسته دندان از اطاق بيرون آمد و رداء جعفر را عقب كشيد و گفت اى عمو من سزاوارم كه بجنازه پدرم نماز گزارم عقب بايست. جعفر با روى درهم و رنگ زرد عقب ايستاد و آن كودك جلو ايستاد و بر او نماز خواند و در كنار قبر پدرش بخاك سپرده شد و سپس گفت اى بصرى جواب نامه‏ها را بياور كه با تو است آنها را بوى دادم و با خود گفتم اين دو نشانه باقى ماند هميان سپس نزد جعفر بن على رفتم كه داشت ناله و فرياد ميكرد و از دست آن كودك ميناليد حاجز وشاء گفت يا سيدى كيست آن كودك تا ما بر او اقامه دليل كنيم گفت بخدا من تا كنون نه او را ديدم و نه او را ميشناسم.

ما هنوز نشسته بوديم كه چند نفر از قم آمدند و از حسن بن على (ع) پرسش كردند و دانستند كه فوت شده است گفتند كه در جاى او است كه تعزيت گوئيم بجعفر بن على اشاره كردند بر او سلام كردند و او را تسليت دادند و بامامت تهنيت گفتند و اظهار داشتند كه نامه‏ها و اموالى با ما است بگو نامه‏‌ها از كيست و مال چند است؟ جعفر از جا پريد و جامه‏‌هاى خود را تكانيد و گفت از ما علم غيب ميخواهيد؟!

خادمى از ميان خانه بيرون شد و بآنها گفت نامه‏‌هائى كه با شما است از فلان و فلانست و در هميان هزار اشرفى است و ده‏تاى آنها قلب است. آنها نامه‏‌ها و اموال را بدست او سپردند و گفتند آنكه ترا براى خاطر اينها فرستاده است او امام است.

جعفر بن على نزد معتمد خليفه رفت و موضوع را باو گزارش داد معتمد خدام خود را فرستاد و صيقل جاريه را گرفتند و از او مطالبه كودك را نمودند. منكر او شد و مدعى شد آبستن است تا بدين وسيله كودك را از نظر آنها مخفى سازد او را بابن الشوارب قاضى سپردند و بناگهان عبيد اللَّه بن يحيى بن خاقان بمرگ فجاءة درگذشت و صاحب الزنج در بصره شورش كرد و بدين سبب از آن كنيزك منصرف شدند و از دست آنها گريخت

منبع: کمال الدین و تمام النعمه 2 /475، الخرائج و الجرائح 3 /1101

بحالانوار 50 /332



مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه